نقطه سر خط

(آلبرت انيشتن)

 

از ديروز بياموز براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 7:2 PM  توسط نفس  | 

زیبایی

 
چهره هيچكس دست خودش نيست پس هيچگاه از آن ايراد نگيريد.

همه زيبا هستند اما هر كسي قادر به ديدن آن نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:42 PM  توسط نفس  | 

دروغ

 

هرگز به كسي كه به شما دروغ مي گويد اعتماد نكنيد.

هرگز به كسي كه به شما اعتماد مي كند دروغ نگوييد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:40 PM  توسط نفس  | 

پدر و مادر

 
رابطه ما انسانها با پدر و مادر!!!

تو 3سالگي "مامان،بابا عاشقتونم"

تو10ساگي "ولم كنين"

تو16سالگي "مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم"

تو18سالگي "بايد ازاين خونه بزنم بيرون"

تو25سالگي "حق باشما بود"

تو30سالگي "ميخوام برم خونه پدرومادرم"

تو50سالگي "نميخوام پدرومادرم رو ازدست بدم"

تو70سالگي "من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدرومادرم الان اينجا باشن"


+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:39 PM  توسط نفس  | 

پسرها

 
پسرها به چند دسته تقسیم می شوند:

دسته اول فرهنگ بالا دارند دسته دوم تحصیلات عالی دارند دسته سوم اخلاق نیکو دارند دسته چهارم شخصیت باوقار دارند دسته پنجم خانواده درست حسابی دارند دسته ششم شغل شریف دارند دسته هفتم چهره زیبا دارند دسته هشتم محبت بی اندازه دارند دسته نهم صداقت بی ریا دارند و دسته آخر که هیچ کدوم از موارد بالا رو ندارند ، ماشین مدل بالا دارند!
و ما هم بسیار خوشحال و خرسندیم که خواهران هموطن ما اگرچه با صرف هزینه های هنگفت و میلیونی خود را پلاستیکی می کنند ولی آنقدر کم توقع هستند که از پسران نه تحصیلات و نه شعور و نه احساس و نه شخصیت را طلب می کنند و به جایش فقط و فقط تیکه ای فلز هفتاد میلیون تومانی را می خواهند که مسلماً بدست آوردنش برای پسر ها بسیار آسانتر از کسب معرفت و شخصیت و تحصیلاته!
به سلامتی دخترای ایرانی که خیلی سطح پایین البته از نظر توقع هستند

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:38 PM  توسط نفس  | 

زبان دخترای امروز

 

خوشگل = خوجل
خوبی = خوفی

جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم
عشق منی = عجق منی
قربونت برم = قلبونت بلم
چطوری؟ = تطولی؟
چی کار می کنی = چیکال می کنی
سلام = شلام
دختر = دخمل
پسر = پسمل
عزیزم = عجیجم
جون = جونززززززززززز
بی تربیت = بی تلبیت
بی ادب = بی عوض (این یکی درک ربطش کمی مشکل واقعاً)
دوست ندارم = اصنم نِی خوام
نمیدونم = نیدونم(این روزا خیلی می گن!!)

دوست = دوکس(این کلمه رو نمی دونم از کجا درآوردن
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:36 PM  توسط نفس  | 

دهه ی 60 یعنی ....

 

یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی
یعنی اپول مانتو
یعنی صف کیلومتری نون
یعنی ویدئو قاچاق
یعنی آتاری و میکرو
یعنی برنج کوپنی
یعنی فخرفروختن با کتونی میخی
یعنی ادکلن کبرا و ویوا
یعنی تلویزیون سیاه و سفید
یعنی آدامس خروس نشان
یعنی کارت بازی با دمپایی
یعنی کپسول بوتان و پرسی
یعنی نوار کاست
یعنی بوی نفتالین لای رختخواب
یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه
یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی
یعنی نیمکت سه نفره
پوشیدن لباس داداش بزرگه
یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم
یعنی بوی نم زیر زمین
يعني چوبين و برونکا
يعني تيله بازی
یعنی اشکنه و خشیل
قاشق زنی تو چهارشنبه سوری
عاشق شدن از پس پرده حيا و شرم
یعنی صدای آژیر قرمز
یعنی سریال اوشین
یعنی نامه پسر همسایه
دهه شصت يعنی من
يعنی تو
يعنی ما !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:34 PM  توسط نفس  | 

مثبت گزینی

 
 پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است
پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است

پدر به نزد بيل گيتس می رود و می گويد:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خيلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهانی است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است
بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود ................نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 12:31 PM  توسط نفس  | 

حقیقت دارد !

 

حقیقت دارد !
کافی ست چمدان هایت را ببندی تا حاضر شوند هـمه برای از یاد بردنت !
آنکه بیشتر دوستت میدارد ، زودتــــر …

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 11:4 AM  توسط نفس  | 

 

در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم

در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم



در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي

 ايستادم و آرام گريه کردم


ولي اکنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي که به خاطرت اشک هايم را

 قرباني کردم...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 11:0 AM  توسط نفس  | 

 

چوپان قصه ی ما دروغگو نبود ، او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سرمیداد ، افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد و در پی گرگ بودند و در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 10:56 AM  توسط نفس  | 

 

بعضی آدمهــــــا یهـو میــان. . . . !
یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . !
یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . !
یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . !
یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . !
... بـعــــد همینجـوری یهـو
میــــــرن . . . !
یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . !
یهـو
میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . !
یهـو میشن سبب
بالا نیـــومدن نفسـت . . .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1391ساعت 10:53 AM  توسط نفس  | 

خداااااا.........

ما خدا را گم میکنیم در حالی او در کنار نفسهای ما جریان دارد...
خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست... تا به حال چند بار شادیهایت را آرام و بی بهانه به او گفته ای؟تا بحال به او گفته ای که چقدر خوشبختی؟؟که چقدر همه چیز خوب است؟که چه خوب هست او؟؟ خیال می‌کنیم تنها زمانی که به خواسته خود رسیده‌ایم او ما را دیده و حس کرده است اما... گاهی بی‌پاسخ گذاشتن برخی خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه او به ماست!
خورشید را باور دارم، حتی اگر نتابد... به عشق ایمان دارم، حتی اگر آن را حس نکنم... به خدا ایمان دارم، حتی اگر سکوت کرده باشد ...
تا خدا هست، جایی برای نومیدی نیست!...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1391ساعت 12:26 PM  توسط نفس  | 

خداوندا

 

خداوندا اگر روزی بشر گردی 

زحال بندگانت با خبرگردی

پشیمان میشویی از قصه ی خلقت

ازاین بودن ازاین بدعت

که انسان بودن وماندن چه دشوار است

چه زجری میکشد ان کس که انسان است

وازاحساس سرشاراست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1391ساعت 12:24 PM  توسط نفس  | 

گاهی........

 

گاهی باید کم باشی تا کمبودت احساس شه ، نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت شه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1391ساعت 12:22 PM  توسط نفس  | 

مرد باش ..

مردانگی ات را با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن...!!

مردانگی ات را...!!
با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن...!!!
مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی...!!
که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده...!!
که دختری با تکیه به غرور تو به قدرت تو...!!
در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد...!
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1391ساعت 11:29 AM  توسط نفس  | 

...

همه چیز را یاد گرفته ام! ...
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ...
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ...
تو نگرانم نشو !!
همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....
یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
که چگونه.....!
برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو !!
ولی...
.....
....
...
..
.
فراموش کردنت را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1391ساعت 11:18 AM  توسط نفس  | 

کمی بیندیشیم ...

خیلی زیاد درگیر روزمرگی زندگی شده ایم. اما اگر کمی از بالاتر به زندگی نگاه کنیم زندگی فقط به اندازه نگاه کردن به این عکس طول می کشد. این مدت کم ارزش بغض و کینه و دشمنی با همدیگر را دارد؟ بهتر نیست از فرصت کم برای مهربانی با همدیگر استفاده کنیم؟

   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1391ساعت 5:22 PM  توسط نفس  | 

مطالب قدیمی‌تر